
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا پوشیدن مانتو، شلوار و مقنعه برای زن بهتر نیست؟
هدف از حجاب و پوشش حفظ حرمت، عفت و وقار زن مسلمان و نگهداری او از آزار و اذیت آزمندان بیماردل است چنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید: "یا اَیُّها النَّبی قُلْ لاَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِسأِ المُؤمِنینَ یُدْنین عَلَیْهِنَّ مِن جَلابیبِهنَّ ذلکَ أدنی أنْ یُعرَفْنَ فَلایُؤَذیْنَ"{1} «ای پیامبر، به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادر بپوشند که این کار برای آن است که (به عفت و حریت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوسرانان) آزار نکشند.» در آیه دیگر هدف از پوشش را پرهیز از تبرج و جلوهگری خانمها معرفی فرموده است، زیرا خودآرایی و جلوهگری زنان موجب فساد و تباهی جامعه میشود. "وَ لاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَِّْ الأولی"{2} «مانند دوران جاهلیت پیشین خودآرایی و آرایش نکنید.» درباره همسران پیامبر(ص) دستور داده است که هرگاه از همسران پیامبر متاعی را درخواست میکنید از پس پرده طلب نمایید زیرا حجاب برای آن است که دلهای شما و آنان پاکیزه بماند و این بهتر است/ "فَاسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرأِ حِجابٍ ذلِکُمْ أطْهَرُ لِقُلُوبِکُم وَ قُلُوبِهِنَّ"{3} از این آیات به دست میآید که هدف از حجاب پاکی دلها، جامعه و مصونیت زن و جلوگیری از کامیابی رایگان مرد از هر زنی است/ سخن در این است که برای رسیدن به این اهداف و ارزشهای مقدس از چه نوع پوششی استفاده شود.

منابع:
[1].- احزاب، آیه 59
[2].- همان، آیه (س)
[3].- همان، آیه (س)5 موضوع: اسلام و مشکلات ازدواج
بسم الله الرحمن الرحیم
فضیلت آراستگی 
دین اسلام زیباست وزیبایی ظاهر و باطن را در نظر دارد. پیشوایان ما نیز نه تنها در زیبایی و آراستگی
ظاهری خود نیز کوشش داشتند و دیگران را به رعایت آن دعوت مینمودند.
عفاف نیز یک حالت روحی و فضیلت است که برای زیبایی باطن به آن نیاز داریم.عفاف از اینکه انسان خود
را به نمایش بگذارد و باعث جلب توجه دیگران شود خودداری میکند.عفاف آراستگی به همراه می آورد
که با ارزش تر از آراستگی ظاهر است که چیز ی جز آراستگی روح انسان نیست. گر چه عفاف خصلت هر
انسان با فضیلتی است اما وجود آن در زنان و دختران جلوه ای زیبا تر دارد .زن چون آیت جمال خلقت
است این زیبایی در ظاهر و باطن او وجود دارد و احساس لطیف زن است که با محبت خود محیطی
گرم و دلنشین در بین افراد خانواده ایجاد می کند.
از طرفی زن کانون"عفاف"خانواده است و عفاف اوست که بنیان خانواده را متزلزل نمی کند او همواره
سعی در پاکی و پاکدامنی دارد و روح بزرگوارش دوست ندارد که موهبت های خدایش باعث حقارت او
شود و باید گوهر زیبای وجودش را از نگاه نا اهلان بپوشاند تا روح بلندش تحقیر نشود .
موهبت زیبایی نباید در خدمت هوسرانان قرار گیرد مانند انسان عالم که اگر از علم خود به درستی
استفاده نکند به جای رستگاری بدبختی نصیبش میشود.پس عرضه ی نا به جای زیبایی ها به جای
گرمی بخشیدن به کانون خانواده "عفت"و"حیا"را از بین برده و این دو گوهر مقدس را از او گرفته و خانواده
را نیز نابود میکند.
"عزت نفس"نیز در مقابل "حقارت نفس"قرار دارد و انسان هایی که از "عزت نفس" برخوردارند مسلما
ْ "عفیف"نیز هستند چون عزتمندی اینان اجازه ی خود نمایی نمی دهد که سرانجام آن چیزی جز تحقیر
در جامعه یا وسیله ی جلب توجه نگاه های آلوده شدن نیست.
بسم الله الرحمن الرحیم
دستگیری و انهدام یک شبکه ایجاد سايتهاي مستهجن و غیر اخلاقی در ایران !!!!!
با سلام خدمت شما دوستان پایگاه خبری سپاه پاسداران با صدور بیانیه ای اعلام داشته است که نیروهای اطلاعاتی این نهاد "شماری از شبکه های سازمان یافته ضد دینی، ضد امنیت، فرهنگ و عفت عمومی را رهگیری و شناسایی و عناصر اصلی آنها را دستگیر نمودند اولش دو دل بودیم که آیا این پست رو بریم یا نه تا اینکه سه شنبه ساعت ۲۰ شب یک مستندی در این مورد با معرفی اعضای این شبکه پخش کرد که فکرمون در این مورد راخت تر شد بد نیست که شما هم با این افراد ...... آشنا بشین.
برای دیدن مصاحبه و تصاویر این افراد به ادامه مطلب مراجعه نمائید >>
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخچه پوشاک وحجاب زنان ایرانی
با سلام خدمت همه دوستان توفیقی شد در ایام تعطیلات نوروز ۱۳۸۸ چند روزی رو میهمان کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) شدیم در این چند روز خواهران محترمه محجبه زیادی رو در نقاط مختلف شهر مشاهده می کردیم (چه خواهران ایرانی و چه خواهرانی که از کشورهای مختلفی به این شهر مقدس آمده بودند) بر این شدیم تا تحقیقی در مورد تاریخچه پوشاک و حجاب زنان رو توی کشور عزیزمون داشته باشیم که ما حصل این تحقیق رو تقدیم به همه عزیزانمون می کنیم.
درقم ودیگر مناطق کشور می توان گفت که چادر، عمومی ترین وهمه گیرترین «لباس ملی» زن ایرانی بوده است. جنس و رنگ چادر بستگی به طبقه فرد استفاده کننده داشت که به چه گروه اجتماعی تعلق داشته باشد. جنس چادر می توانست از ابریشم، نخ، کرباس یا ساس باشد. رنگ چادر هم متنوع وگوناگون بود. زنان شهرنشین عمدتاً از چادرهایی با رنگ سیاه استفاده می کردند. زنان روستایی از چادرهایی با رنگ شادتر وطرح های متنوع چون چادرهای شطرنجی وچهارخانه با رنگ های سرخ، سیاه، سفید و زرد وسبز وآبی استفاده می کردند.
استفاده از چادر الزاماً برای حضوردر انظار عمومی یا معابر شهری وروستایی نبوده است. گاهی زنان ایرانی حتی در منازل خود از چادر بهره می بردند که از این نوع چادر با عناوین«چادرنماز، یا چادرشب» یاد می شده است. درکنار چادر، استفاده از روبند یا نقاب برای حضور زنان شهری در انظار عمومی ضروری بوده است.
زنان روستایی ملزم به استفاده از روبند نبوده اند. روبند عبارت بود از تکه پارچه ای که قسمت چشم هایش شبکه دوزی شده بود و به وسیله یک سگک یا قزن قفلی به پشت سر محکم بسته می شد. جنس سگک بسته به تمکن مالی استفاده کننده می توانست از طلا یا نقره یا برنج باشد. جنس روبند اغلب از کتان با چیت موصلی وبه رنگ سفید بوده است.
چاقچور نیز در زمره پوشاک ایرانی جای می گرفته که عبارت بود از: شلوارگشاد و بلند وکف دار زنانه که آن را به روی شلیته وتنبان می پوشیده اند ودارای لیفه وبندی که در زیر شکم بسته می شد. چاقچور به رنگ های متنوعی چون آبی روشن، سبز، بنفش مایل به ارغوانی، سبز بی رنگ و یا سیاه بوده است. چاقچور علاوه بر آن که دلربایی و ظرافت پای زنان را می پوشانده به جای چکمه ومحافظ پا در برابر گردوخاک نیز کاربرد داشت.
در یک تقسیم بندی کلی پوشاک زنان عبارت بود از:
پوشیه: پوششی از نوع توری نازک برای پوشیدن صورت زنان بود که توسط بندی که در زاویه های کناری پوشیه دوخته شده بود بر پشت سر گره می زدند.
پیشانی بند: دستمال چهارگوشی که روی پیشانی می بستند.
روسری: پارچه مربعی شکلی بود که اضلاعی کوچکتر ازچارقد داشت. روسری را مشابه چارقد برسرانداخته، دوگوشه ای را در زیر گلو گره می زدند.
چارقد: از روسری بلندتر است وخانم ها به صورت مثلث دولاشده به سر می اندازند.
چادر: که به اشکال و اسامی مختلفی از گذشته تاکنون در سطح استان رایج بوده است.
الف)چادر راسته ب) چادر عربی ج) چادرنماز(رنگی)
د)چادرمشکی که در 50 سال گذشته مرسوم بوده است. ه) چادر عبایی
تن پوش ها:
پیراهن دورچین: این تن پوش، لباس دورچین یقه گردی بود که قد بالاتنه آن به زیرکمر می رسد ویقه پیراهن دورچین گرد و بدون برگردان بود. آستین های پیراهن بلند وساده و راسته بود. این لباس تا زیر زانو را می پوشاند و همراه آن از جنس درست به رنگ مشکی به پای می کردند. علاوه براین، زنان قمی پیراهن راسته، شلیته وجلیقه را در شکل های مختلف مورد استفاده قرار می دادند.
پوشاک اندرونی زنان: پوشش وپوشاک اندرونی زنان ایرانی به کلی متفاوت با آنچه بود که به هنگام خروج از خانه بدان آراسته می شدند.
زن به جهت آزادی عمل نسبی خود در حریم خانه، ویا به عبارتی اندرونی، از لباس ها متنوع بهره می جسته است. از این رو اغلب زنان،پوشاک خانه ای آنها پرزرق وبرق وشاد می بوده است.
عمده ترین وسیله برای پوشاندن مو، روسری بوده است که آن را روی سر می انداختند و زیرچانه گره می زدند. روسری ها از پارچه های چلواری، ابریشمی و پشمی و به رنگ های سفید، قرمز، آبی ، سبز ولاکی بود که گاهی آنها را با دوختن جواهرات تزیین می نمودند. برخی نیز برای پوشاندن سرخود از چارقد استفاده می کردند که چارقد عبارت بود از پارچه ای مربع شکل مخصوص زنان که آن را دولا کرده به شکل مثلت درمی آوردند وسپس آن را در وسط طوری، روی سراندازند که طرف زاویه قائمه در پشت سر و دو زاویه حاد، در طرفین واقع شود. سپس آن را در زیر گلو محکم کنند. برای جلوگیری از جابجاشدن چارقد بر روی سر از دستمالی ابریشمی به نام «کلاغی» استفاده می کردند که آن را به دور سر می پیچیدند.
چارقد معمولاً از جنس حریر، ابریشم، چیت، نخ و به رنگ های سفید، صورتی، ارغوانی، رنگ ووارنگ، ساده وگلدار بود.
پیراهن از اصلی ترین بخش های پوشاک اندرونی زن ایرانی بوده است که در پاره ای مواقع تنها پوشش زن نیز به شمار می آمده است. پیراهن مورداستفاده زنان معمولاً بلند بوده وتا روی زانو را می پوشانده است. پیراهن های تهیه شده از پارچه های قلمکار، توری، ابریشم، کرباس مخمل، نخ، حریر، پشم به رنگ های نارنجی، آبی، سبز، سفید وقرمز بوده است.
زنان عموماً به هنگام اقامت در منزل، برای پوشش پاها از شلوار، دامن وشلیته استفاده می کردند. شلوارها عموماً بلند وگشاد بوده اند که تا قوزک پا را می پوشانده اند. شلوار زنان شهرنشین تنگ تر از شلوار زنان روستایی وعشایری بوده است.
مطالب مرتبط:
کیفیت پوشش اسلامی
حجاب، ارزش يا روش؟
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا حضرت معصومه ازدواج نکرده است؟
حضرت معصومه در يک نگاه
حضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذيقعده 173 در مدينه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسي بن جعفر (ع) و مادر گرامياش نجمه خاتون است. او از کودکي تا جواني تحت تربيت پدر بزرگوارش و برادر مکرّمش حضرت رضا(ع) قرار داشت و در علم و تقوا و پاسخ به پرسشهاي مراجعان به مقامي رسيد که مدال افتخار فداها ابوه از پدر خود دريافت داشت. بعد از ورود حضرت رضا (ع) به مرو آن حضرت نامهاي را به وسيله يکي از غلامان خويش براي خواهرش فرستاد که با رسيدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه(س) آماده سفر گشت.[1] آن حضرت در سال 201 هجري به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادي، قاسم، زيد) و تعدادي از برادرزادگان و کنيزان روانه خراسان شدند.[2]
هنگامي که موکب حضرت معصومه(س) به ساوه رسيد، عدهاي از دشمنان اهل بيت، به اشاره مأمون عباسي راه را بر آنان بستند و در يک درگيري نابرابر، تمام برادران و بيشتر همراهان او به شهادت رسيدند و حضرت معصومه(س) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولي بر اثر مسموميت[3] بيمار گشت.
امام جواد(ع)
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
كسى كه عمه ام را در قم زيارت كند پاداش او بهشت است .
بسم الله الرحمن الرحیم
مبارزات امام حسن عسكرى علیه السلام
پیشوایان معصوم مظهر زیباى ارزشهاى متعالى انسان و تجلى آیات قرآنى در حیات اجتماعى و سیاسى خویشند. صفات متضاد در اقیانوس وجودشان به هم پیوند خورده و منظره دلانگیزى از انسان كامل را فرا روى عاشقان فضیلتها و پاكیها قرار داده است. شبانگاهان میعاد نیایشها و خلوت خالصانه آنها با معبود هستى است و روزها میدان جهاد و امید بخشیدن به آینده و نهراسیدن از شبهاى دیجور ظلم و ستم. دریاى فضیلت آنان مجموعهاى از بیم و امید، ولایت و برائت، شوق و اندوه، خروش و بردبارى، عبادت و جهاد و زهد و مسوولیت پذیرى در مسائل مهم اجتماعى است. همه اینها در سایه لطف الهى تحقق مىیابد كه همواره جامعه را از وجود آنان بهره مند ساخته است. امام عسكرى (ع) ستاره درخشانى از منظومه نور و عصمت است. وقتى بر سجادهاش قامت نماز مىبندد، از همه دنیا مىبرد، عابدان را به حسرت وا مىدارد و انسانهاى دور افتاده از وصال و فطرت را به ساحل بندگى رهنمون مىشود. صالح ابن وصیف، زندانبان حضرت، بدین امر اعتراف كرده است. او در پاسخ به كسانى كه او را به سختگیرى بیشتر فرا مىخواندند، گفت: چه كنم؟ شرورترین افراد را بر وى مىگمارم، ولى پس از چندى جذبهاش آنان را به نماز و روزه وا مىدارد. امام (ع) در صحنههاى اجتماعى - سیاسى نیز براى حق باوران و عدالت جویان الگویى جامع است. تحمل شجاعانه زندان و سازماندهى شیعیان و حفظ آنها از طاغوت زمان كه هریك در این نوشتار جداگانه مورد بررسى قرار مىگیرد، بخشى از اقدامهاى آن امام راستین در عرصههاى فراز و نشیب اجتماع و سیاست است.

بسم الله الرحمن الرحیم
فلسفه هفت سین
به طور مقدمه باید دانست که عدد "هفت" نزد ایرانیان قدیم مقدس بود و به خاطر ستارگان هفتگانه یعنی « زهره ، مشتری ، عطارد ، زحل ، مریخ ، زمین و خورشید » عدد هفت را گرامی می داشتند. نیاکان ما که زرتشتی بودند ، اعتقاد داشتند که عقل مقدس یعنی " اهورامزدا " که به او "سپند مینو" نیز می گفتند ، شش وزیر بزرگ به نام "امشاسپندان" دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با "سپندمینو" تشکیل (هفت سپند) می دهند.علت این که هفت سین به راستی هفت سین است ، اشاره به هفت "امشاسپند" است و چون کلمه "سپند" با سین شروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظر گرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند.

مردم بابل عدد هفت را مقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است.
به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد . عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلو رفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند.
هفت معجزه ، از 33 معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، در انجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی و هفت غسل تعمید وجود دارد.
آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاق و هفت گاو لاغر را دید که گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز نیز مذکور است .هفت در تصوف : هفت وادی سلوک در تصوف معروف است 1) طلب ، 2)عشق ، 3)معرفت ، 4) استغنا ، 5)توحید ، 6) حیرت ، 7)فنا ، مولوی می گوید:هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی 11 واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفت راهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است.
در بابل و آشور هر معبدی هفت طبقه داشت و هر طبقه به نام یکی از سیارات و هفت رنگ بود (سرخ ، سیمین، سفید، سیاه، ارغوانی، آبی و سبز). حصار اکباتان هفت دیوار داشت و آرامگاه کورش هفت پله دارد.
******************
مطالب مرتبط:
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2007-2008 © by goharenab.blogfa.com