
بسم الله الرحمن الرحیم
سرگذشت حضرت یوسف در زندان
دوستانی که علاقه زیادی به سریال یوسف پیامبر دارن رویدادهای قسمت یعد سریال رو براتون می نویسم تا با ذهن آماده سریال رو دنبال کنین.

تعبير خواب و غيبگويى يوسف، سبب شگفتى و احترام آنها به وى شد و اين فرصتى بود كه وى آن را غنيمت شمرده و از هويت خويش پرده برداشت و اصالت و نجابت نسبت خود را بيان داشت و با احترام گذاردن به آنان، آنها را به آيين خداى يگانه و بطلان شرك كه متكى به دليل و برهان نيست، فرا خواند.
يوسف بدانان مىگفت: من آيينى را اختراع نكردهام، بلكه از آيين پدران و اجداد خود ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى مىكنم كه خداوند آنان را به اعتقادى صحيح، كه پرستش خداى يگانه بود، هدايت فرمود. و اين هدايت چيزى بود كه خداوند به ما و مردم عنايت كرد، وما به سوى آنان فرستاده شديم، تا آنها را به دين و آيين صحيح هدايت و راهنمايى كنيم، ولى بيشتر مردم بوسيله شكر و ايمان، اين عنايت الهى را پاس نداشتند، بلكه به انكار آن پرداختند و كافر شدند.
يوسف، دوستانش را مخاطب ساخت و گفت: آيا انسان براى هر يك ازخدايان متعدد كرنش نمايد بهتر است يا براى خداى يگانهاى كه مغلوب نمىگردد؟ آنچه را به جاى خدا مىپرستيد چيزى جز نامهايى نيست كه شما و پدرانتان آنها را به وسيله اوهام و خيالات بىاصل و ريشه خود ساختهايد، و هيچ دليل و برهان عقلى، بر پرستش آنها نداريد، تا آنان كه به جاى خدا آنها را مىپرستند، بدان دلايل قانع و مطمئن گردند. خداى واقعى و كسى كه شايسته پرستش است جز خداى يگانه نيست.او دستور داده كه غير او را پرستش نكنيد، اين همان آيين حق و صحيحى است كه با ادلّه و برهان بدان هدايت مىشويد، ولى بيشتر مردم با اين دلايل به هدايت دست نيافته و بر اين حقيقت روشن آگاهى نمىيابند.
خداى متعال فرمود:
وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِى إِبْراهِيمَ وَإِسْحقَ وَيَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَىءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَعَلى النّاسِ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَشْكُرُونَ * يا صاحِبَىِ السِّجْنِ أَأَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الواحِدُ القَهّارُ * ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلّا أَسْماءاً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الحُكْمُ إِلّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلّا تَعْبُدُوا إِلّا إِيّاهُ ذلِكَ الدِّينُ القَيِّمُ وَلكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ؛(2)
من از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم و ما را نمىسزد كه به خدا شرك بورزيم و اين از فضل و عنايت خدا بر ما و بر مردم است، ولى بيشتر مردم سپاسگزار نيستند. اى همزندانىهاى من، آيا خدايان متفرق و عارى از حقيقت بهترند يا خداى يكتاى توانا؟ آنچه را شما به جاى خدا مىپرستيد، جز نامها و لفظهاى بىحقيقتى كه آنها را شما و پدرانتان نامگذارى كردهايد نيستند و خداوند هيچگونه قدرتى بدانها نبخشيده و حكمفرمايى بر جهان تنها از آنِ خداست. او فرمان داده تا غير وى را نپرستيد و اين آيينِ استوار و پا برجاست، ولى بيشتر مردم در اثر جهل و نادانى از آن آگاهى ندارند.
آنگاه كه يوسف از پند و اندرز ياران خود فارغ گرديد، به پاسخ پرسشهاى آنان در مورد خوابهايشان پرداخت و گفت: يكى از شما دو تن، يعنى تو اى رئيس سقايان، دل خوشدار و شادمان باش كه به تو مژده مىدهم، پادشاه به دليل تبرئه شدن از تهمتِ توطئهاى كه بدان متهم بودى آزادت خواهد كرد و به كار سابق خود كه ساقى پادشاه بودى برخواهى گشت، ولى تو اى رئيس نانوايان، پوزش مرا بپذير كه تعبير خوابت را صريح مىگويم، مىخواهم تو از سرنوشت خويش آگاه باشى، چه اينكه پادشاه به زودى حكم اعدام تو را صادر مىكند و به دار آويخته خواهى شد و پرندگان از مغز سرت مىخورند و علت اعدام تو اين است كه در توطئه كشتن پادشاه شركت داشتهاى.
آنگاه يوسف سخن خود را براى آنان پى مىگيرد و مىگويد: قضا و قدر الهى همانگونه كه بيان كرديم تعلق گرفته و آن امرى است كه راهى جز واقع شدن ندارد و من هرگز سخن به گزاف نمىگويم و آن گونه كه پروردگارم به من الهام فرموده، خوابهاى شما را تعبير كردم.
بدينسان، يوسف خوابهاى آن دو را به طور صريح تعبير كرد و آنچه را به آن دو خبر داده بود، پس از چند روز اتفاق افتاد. زمانى كه رئيس سقايان در آستانه آزاد شدن از زندان و بار يافتن به دربار پادشاه قرار گرفت، يوسف از او درخواست كرد، تا ماجراى وى و ظلم و ستمهايى را كه در حقّ او صورت گرفته، به عرض شاه برساند، شايد وى در كار او تجديد نظر كرده و بدين ترتيب تبرئه شود و ظلم و ستم ناحق را از او برطرف سازد.
ولى شادمانى غير قابل وصف رئيس سقايان، و كارها و مشاغل وى سبب شد كه در دربار شاه، يوسف را فراموش كند و اين خوى بسيارى از مردم است كه هنگام رفاه و بى نيازى، دوستان خود را فراموش مىكنند و به خاطر همين فراموشى بود كه يوسف(ع) حداقل سه سال در زندان باقى ماند:
يا صاحِبَىِ السِّجْنِ أَمّا أَحَدُكُما فَيَسْقِى رَبَّهُ خَمْراً وَأَمّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِىَ الأَمْرُ الَّذِى فِيهِ تَسْتَفْتِيانِ * وَقالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُ ناجٍ مِنْهُما اذكُرْنِى عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْساهُ الشَّيْطانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِى السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ؛(3)
اى دوستان زندانى، يكى از شما ساقى شراب شاه مىگردد و ديگرى به دار آويخته مىشود و پرندگان از مغز سر او مىخورند. ماجرايى كه در باره آن جوياى تعبير شديد انجام خواهد پذيرفت و به كسى كه گمان كرد اهل نجات است گفت: پيش پادشاه سفارش مرا بنما، ولى شيطان او را به فراموشى برد كه سفارش يوسف را نزد پادشاه بنمايد. از اين رو، يوسف چند سال در زندان باقى ماند.
1- يوسف (12) آيات 36 - 37.
2- يوسف (12) آيات 38 - 40.
3- يوسف (12) آيه 41.
*******
پس از ساليانى كه يوسف در زندان گذراند، لطف و عنايت الهى براين تعلق گرفت كه يوسف از زندان خارج شده و به يكى از بلند پايهترين مسندهاى دنيوى تكيه زند، و اگر خداوند چيزى را اراده كرده باشد، وسايل آن را مهيا مىسازد.
پادشاه در خواب رؤيايى ديد كه او را آشفته خاطر ساخت و از آن سخت به وحشتافتاد. وى كاهنان و حكيمان را گرد آورد و بدانها گفت: من در خواب ديدم هفتگاو لاغر، هفت گاو فربه را مىخورند و نيز هفت خوشه سبز ديدم كه طعمه هفتخوشه خشك شدند، شما اگر تعبير خواب و مقصود از آن را مىدانيد، خواب مرا تعبيرنماييد.
اين گروه به طور ناگهانى با خواب پادشاه روبهرو گشته و آثار پريشانى در چهره آنها هويدا شد و با خود به مشورت پرداختند و سپس به او پاسخى دادند كه حاكى از جهل و بىخبرى آنها بود، گفتند: اين خواب، در گذر ايّام و زندگى، قابل اعتماد نيست، بلكه از خوابهاى آشفتهاى است كه در اثر اضطراب خاطرپادشاه به وجود آمده و دلالت بر چيزى ندارد، بالاتر از همه اينكه آنها به طور كلى از تعبير خواب آگاهى نداشتند.
وَقالَ المَلِكُ إِنِّى أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّها المَلَأُ أَفْتُونِى فِى رُؤيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيا تَعْبُرُونَ * قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلامِ بِعالِمِينَ؛
(1)
پادشاه گفت: در خواب ديدم هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مىخورند و هفت خوشه گندم، هفت خوشه سبز را نابود كردند.اى بزرگان دربار، اگر تعبير خواب مىدانيد مرا از تعبير اين خواب آگاه سازيد. آنها گفتند: اينها خوابهايى آشفته است و ما از تعبير خواب آشفته بى اطلاعيم.
برای خوندن کل ماجرا بر روی لینک زیر کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
بى حجابى يا بدحجابى باعث فشارهاى روانى
بى ترديد اگر زنان متين و موقر باشند و با پوشش مناسب ظاهر شوند و تحريكى صورت نگيرد، همسران آنها و ديگر افراد جامعه از آرامش روانى برخوردار خواهند بود.
امّا اگر حضور زنان در جامعه بصورت تحريك آميز باشد، التهاب و اضطراب و هيجان روحى بيننده ، هر لحظه با ديدن صحنه اى تازه افزايش پيدا خواهد كرد و از آنجا كه ارضاى غريزه جنسى در تمامى موارد به دلخواه ممكن نيست ، باعث به هم خوردن تعادل روحى آنها مى شود، اين تاثيرات منفى روانى نه تنها بينندگان اين مناظر را تهديد مى كند، بلكه همسران اين زنان بى حجاب را نيز در معرض بيماريهاى روانى قرار مى دهد.
زيرا اين مردان دائما با نگاههاى هوس آلود ديگران به زن و دختران خود مواجه هستند كه مانند نيشى زهر آگين آنان را مورد آزار و اذيّت قرار مى دهند، و متاسفانه در بسيارى از موارد نمى توانند به آن اعتراض كنند!!

و در برخى از موارد مجبورند عليرغم فطرت انسانى و اعتقادات مذهبى خود و... يا سكوت كرده و بدينوسيله آن را تاءييد كنند و باخود نسبت به تهيه آن لباسها و كفشهاى مبتذل كه توجّه ديگران را جلب مى كند اقدام نمايند و با دست خود عامل بيمارى روانى خود را فراهم سازند!! حتّى مى توان گفت : زنان بى حجاب ديگرى كه قادر به تهيه آن نوع لباس و كفش نيستند نيز دچار فشارهاى روانى شده و تعادل روحى خود را از دست بدهند، بهم خوردن تعادل روحى در بينندگان اين مناظر و همسران بدبخت آنان يا زنان بى حجاب ديگر بيماريهاى جسمى و روانى را بوجود مى آورند كه از زبان متخصصان به آن اشاره مى نمائيم :
دكتر الكسيس كارل نويسنده معروف كتاب انسان موجود ناشناخته مى گويد: فكر و هيجان مى تواند سبب ضايعات عضوى واحشائى شود .... عدم تعادل دستگاههاى عصبى و نقص دستگاه هاضمه در اثر هيجان عامل بيمارى هاى معده و روده است .
بسم الله الزحمن الرحیم
حد حجاب برای خانمها در قرآن و روایات آمده است؟
حجاب و پوشش زن به حدی اهمیت دارد که خداوند متعال در قرآن مجید آن را مطرح کرده است. خداوند متعال در سورۀ نور در این باره می¬فرماید: “به زنان مؤمن بگو که چشمان خود فرو ¬گیرند و شرمگاه خود نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقدار که پیداست، آشکار¬ نکنند و مقنعه های خود را تا گریبان فرو گذارند و زینت های خود را آشکار نکنند، جز برای شوهر خود یا پدر خود و ديگر محرمهاو نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کرده¬ اند دانسته شود… “(۱)

بسیاری معتقدند که صورت و دست ها از مچ به پایين (وجه و كفين) از حكم حجاب استثنا شده اند و در آيه هم قراینى بر اين استثنا وجود دارد؛ از جمله:
الف. استثنای زينت ظاهر در آيۀ فوق، خواه به معناى محل زينت باشد يا خود زينت، دليل روشنى است بر اين كه پوشاندن صورت و كفين لازم نيست.
ب. مفهوم دستور آيۀ فوق در مورد انداختن گوشۀ مقنعه [و روسری] به روى گريبان، که منظور، پوشانيدن تمام سر و گردن و سينه است و سخنى از پوشانيدن صورت در آن نيست، قرينۀ ديگرى بر اين مدعا است(۲). شواهد تاريخى نيز نشان مىدهد كه نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبۀ عمومى نداشته است.) ۳)
ائمۀ طاهرین (ع) نیز در روایات زیادی، در توضیح و تفسیر این آیۀ شریفه، مقدار لازم حجاب و پوشش واجب را بیان کرده¬اند. فضیل یسار (یکی از یاران امام صادق) می¬ گوید از آن حضرت سؤال کردم: آیا ذراعین (از مچ تا آرنج دست) زن، از زینتی که خداوند فرموده است نباید آن را برای غیر شوهران¬ خود آشکار کنند، محسوب می¬شود؟ حضرت فرمود: “بله و آنچه از بدن از خمار (روسری یا مقنعه) پایین تر است از زینت حساب می شود…”.) ۴)
همچنین مسعدة بن زیاد از امام صادق (ع) نقل می کند که وقتی از حضرت در بارۀ زینتی که زن می تواند آشکار کند سؤال شد فرمود: “صورت و دو کف دست”.(۵)
البته باید به دو نکته توجه داشت:
-۱ از نظر اسلام، پیدا بودن صورت زن در صورتی اشکال ندارد که بدون آرایش باشد و مفسده ای را هم به همراه نداشته باشد.)۶(
۲ - در مواردی که بیان می شود پوشیدن وجه و کفین لزومی ندارد، به این معنا نیست که نگاه و نظر به آن از طرف مرد اشکالی ندارد، چون ملازمه¬ای بین آن دو نیست و آنچه در این جا بدان پرداختیم مسئلۀ اوّل است.(۷(
—————————————–
۱-نور، ۳۱، ترجمۀ آیتی.
۲-توضيح: در شأن نزول این آیه گفته اند که عرب ها در آن زمان روسرى و مقنعهاى مىپوشيدند كه دنبالۀ آن را روى شانهها و پشت سر مىانداختند، به طورى كه مقنعه پشت گوش آنها قرار مىگرفت و تنها سر و پشت گردن را مىپوشاند، ولى قسمت زير گلو و كمى از سينه كه بالاى گريبان قرار داشت، نمايان بود. اسلام اين وضع را اصلاح كرد و دستور داد دنبالۀ مقنعه را از پشت گوش يا پشت سر جلو آورده و به روى گريبان و سينه بيندازند. نتيجه آن بود كه تنها گردى صورت باقى مىماند و بقيۀ بدن پوشانده مىشد.
۳ - تفسير نمونه، ج ۱۴، ص ۴۵۰ ، ۴۵۱.
۴ - عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الذِّرَاعَيْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ أَ هُمَا مِنَ الزِّينَةِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ قَالَ: نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّينَةِ وَ مَا دُونَ السِّوَارَيْنِ، اصول کافی، ج ۵ ، ص ۵۲۱، باب یحل النظر الیه من المرأة.
۵-عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَراً وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زِينَتِهَا قَالَ: الْوَجْهَ وَ الْكَفَّيْن”، وسائل الشیعة، ج ۲۰، ح ۲۵۴۲۹، ص ۲۰۳، باب یحل النظر الیه من المرأة بغیر التلذذ.
۶-نک: استفتائات امام خمینی، ج ۳، ص ۲۵۶، سؤال ۳۳و۳۴؛ توضيح المسائل (المحشى للإمام الخميني)، ج۲، ص ۹۲۹؛ نمایه: زن و آشکار کردن آرایش، سؤال ۵۹۸ (شرح بيشتر در زمينۀ بحث فقهى و روائى اين مسئله، در مباحث نكاح در فقه آمده است).
۷- برای آگاهی بیشتر مسئلۀ حجاب،شهيد مطهری، مرتضی، ص ۱۶۴- ۲۳۵.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا می دانید که برهنگی از کجا آمد؟
در دوران جنگ جهانی دوم برای صرفه جویی در مصرف پارچه و راحتی در حرکت قد لباسها کوتاه بود.
در سال 1950 شلوار برمودا که مردان انگلیسی از آن در مناطق گرمسیری استفاده می کردند، متداول گردید و در سال 1953 به آمریکا راه یافت و در کنار دریا ، مناطق گرمسیری و حتی در شهر نیویورک به هنگام تابستان مورد استفاده قرار گرفت .
از زمانی که کلارک گیبل هنر پیشه آمریکایی، در یکی از فیلمهای سالهای دهه سی ، پیراهن خود را از تن بیرون آورد و تماشاگران دیدند که او زیر پیراهن بر تن ندارد، نپوشیدن زیر پوش در میان جوانان متداول گردید.

بسم الله الرحمن الرحیم
وقتی حجاب جهانی می شود

دختران در ترکیه در فشار برای برداشتن حجاب می گریند.
در فرانسه هم دختران محجبه از دانشگاه اخراج میشوند!

دختران محجبه فرانسوی

تظاهرات دختران محجبه ترکیه ای

دختر با حجاب ترکیه ای



دختران رزمی کار با حجاب هندی

دختر محجبه اروپایی

حجاب در سوئد

حجاب در فرانسه
بسم الله الرحمن الرحیم
بي حجاب بي دين نيست
بي حجاب بي دين نيست ولي فردي است كه يكي از اساسي ترين اصول اسلامي و ظاهرترين و بارزترين اصول در خانم ها را رعايت نمي كند. او در واقع خود را از خدا بالاتر دانسته و احكام و دستورات خدا را طبق سليقه خود انتخاب كرده و به آنهايي كه خوشش مي آيد عمل مي كند(مثلا نماز – روزه و ...) و به آنهايي كه خوشش نمي آيد عمل نمي كند .

ودر داقع در برابر دين مبين اسلام كه همان تسليم است خود را برتر مي داند و مصداق اين آيه از قرآن كريم است كه(نومن ببعض و نكفر ببعض)به بعضي از آن ايمان دارد و منكر قسمت ديگري از آن است و اين در حالي است كه نماز و روزه ابعاد فردي دارند ولي حجاب ابعاد اجتماعي بسيار گسترده و عميقي دارد و مي تواند در تحكيم يا سست كردن خانواده ها موثر باشد.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2007-2008 © by goharenab.blogfa.com