
بسم الله الرحمن الرحیم
بی حجابی و بی احترامی بر شعر و ادب
شعری که در حاشیه این مانتو نوشته شده از مولاناست با این مضمون:
پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
جان و دل عاشقان زتو شادان باد
آنکس که تو را بیند و شادی نکند
سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد



بسم الله الرحمن الرحیم
برای شروع در هر کار، گام اول ، مهم و سرنوشت ساز است . به جرأت می توان گفت اولین قدم اگر به درستی و با آگاهی برداشته شود ، موفقیت و کامیابی را به همراه خواهد داشت و قدم کج و ناصحیح ، سرنوشتی تاریک و نابسامان .

شروع زندگی و تشکیل خانواده ، از وقایع مهم در زندگی هر انسانی است که با همان قدم اول آغاز می شود و خوشبختی و پیروزی در زندگی که هر انسانی آرزوی آن را دارد به همان قدم آغازین باز می گردد.
خواستگاری اولین گام در مسیر ازدواج در تمام جوامع بشری است . اگرچه آداب و رسوم ملتها و اقوام مختلف در نحوه ی برگزاری آن متفاوت است ، اما قاعده ی طبیعی و اولی در این راه خواستگاری است .
خواستگاری در اکثر موارد توسط جنس مذکر انجام می شود که این مطلب با سرشت و طبیعت انسان در ارتباط است .
دین مقدس اسلام نیز که آئین فطرت است بر این رویه ی فطری و طبیعی صحه نهاده و بر این مبنا و اساس است که در قرآن و سنت در امر ازدواج ، مردان مخاطب واقع گشته اند و مستقیما به آنان دستور ازدواج و همسر گزینی داده شده است. برای نمونه در قرآن سوره ی نساء آیه ی 3 می خوانیم:
" فانکحوا ما طاب لکم من النساء
با زنانی كه مورد پسند شما واقع شدهاند، ازدواج كنید ."
در عرف و قانون مدنی کشور ما نیز خواستگاری از جانب مرد انجام می شود که این موضوع حفظ کرامت و بزرگی زن را به دنبال دارد . خواستگاری که در اصطلاح فقه آن را خطبه ( با کسر حرف خ) گویند به معنای در خواست و تقاضای مرد از زن برای ازدواج است .
خواستگاری ریشه ی مذهبی نیز دارد و مورد توجه قانون گذار بوده و به همین منظور در یک ماده از قانون مدنی از آن نام برده شده است
ماده 1034 قانون مدنی : هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری کرد .
معمولا خواستگاری به دو صورت امکان پذیر است :
1- خواستگاری صریح که در این خواستگاری مرد یا خانواده اش بدون به کار بردن کلماتی که غیر مستقیم اشاره به در خواست آنهامی کند به صورت شفاف و روشن از زن تقاضای ازدواج می کنند.به عنوان مثال : " من می خواهم با تو ازدواج کنم ."
2- خواستگاری با کنایه در این نوع از خواستگاری مرد و یا خانواده اش با کنایه و غیر مستقیم مقصود خود را بیان می کنند.
در هر دو صورت ، خواستگاری به معنای پیمان قطعی ازدواج میان زوجین نیست ،چرا که عمل خواستگاری قبل از مراسم عقد و صیغه ی نکاح صورت می گیرد .
جلسه ی خواستگاری در کشور ما به یک صورت وشیوه برگزار نمی شود ، البته این به اصل خواستگاری خدشه وارد نمی کند و تنها در نحوه ی برگزاری آن تفاوت دارد. به عنوان مثال بعضی در جلسه ی اول ، خانواده ی مرد را بدون حضور او می پذیرند و در صورت موافقت از شرایط ظاهری یکدیگر در جلسه ی دوم با داماد حاضر می شوند ، بعضی دیگر به این صورت خواستگار را می پذیرند که ابتدا پدر عروس با مرد صحبت می کند و پس از رضایت از جانب دو طرف جلسه ای با حضور خانواده ی مرد برگزار می شود و بعضی هم در همان ابتدا از خانواده ی مرد می خواهند که با پسرشان در جلسه ی اول حاضر شوند و...اما در هر صورت توافق خانواده ها در روش خواستگاری واحترام به آداب ورسوم هم حائز اهمیت است تا این آشنایی اولی به خوبی انجام شود .
با توجه به تنها مادهی قانون مدنی که دراین رابطه وجود دارد سوال مهم آن است که منظور قانون گذار از خالی از موانع نکاح باشد چیست ؟
موانع نکاح در ماده 1045تا1061 فصل سوم قانون مدنی بیان شده است که از جمله ی این موانع : قرابت نسبی، قرابت رضایی، قرابت سببی ،حرمت نکاح با غیر مسلمان و ...است .
این موانع به دو دسته تقسیم می شود :
1- موانعی که برطرف می شود.
2- موانعی که قابل رفع نیست .
مرحوم علامه ی حلی در تذکره الفقها در یک تقسیم بندی خواستگاری از زنانی که دارای مانع برای نکاح هستند را شرح می دهد که به مواردی از آن اشاره می کنیم:
1- خواستگاری از زنی که خالی از موانع نکاح باشد به صورت صریح و با کنایه را جایز می داند .
2- خواستگاری از زنان شوهر دار حرام است چه به صورت صریح چه با کنایه.
3- خواستگاری از زنی که در عده رجعیه است از جانب غیر زوج به تصریح و تعریض حرام است .
4- خواستگاری از زنی که در عده سه طلاقه است از سوی زوج به صورت تعریض و کنایه جایز است اما زوج و سایرین حق خواستگاری از این زن را به تصریح ندارند.
5- خواستگاری از زنی که در عده ی وفات است به صورت تعریض جایز و به صورت تصریح ممنوع است.
"در مورد اینکه آیا از زنی که مورد خواستگاری مردی دیگر قرار گرفته ولی هنوز خود یا قائم مقام قانونی اش آن را رد یا قبول نکرده می توان خواستگاری کرد یا نه می توان گفت هیچ یک از فقها در این خصوص قائل به حرمت نیستند" و شاید بتوان گفت که دلیل آن عدم اعلام موافقت است.
منابع :
1- نظام حقوق زن در اسلام،استاد شهید مطهری ر.ج ک بررسی فقهی حقوق خانواده دکتر سید مصطفی محقق داماد.ص25
2- بررسی فقهی حقوق خانواده . دکتر سید مصطفی محقق داماد.ص25
مقالات مرتبط :
معیار اصولی و متناسب برای ازدواج
بسم الله الرحمن الرحیم
اول ذي قعده سال 137 ه . ق ، درمنزل امام موسي كاظم ،هنگامه شورعرشيان بود، دربزم تولد دختري پاك كه آمده بودتا ياد عمه خود زينب (عليها السلام) را پس ازسال ها دراذهان زنده كند . آمده بود تا غمگسار برادر باشد و نورديده پدر وملجا و ماواي شيعيان ونوري در آسمان دل هاي عاشقان .

ولادت حضرت معصومه(س)
حضرت فاطمه معصومه(س) از فرزندان امام كاظم(ع) و شخصيتهاى برجسته خاندان موسوى است كه دو امام را در عصر خويش درككرده و از رهنمودهاى آن بزرگان بهره بردهاست. با توجه به محدوديتى كه شيعيان در عصر موسوى داشتند، تاريخ تشيع در اين دوره به صورت كامل تدويننشده و يا تاليفات و آثار پيشينيان در طى حوادث و رويدادها از بين رفتهاست. چنانكه روايات و احاديث امام كاظم(ع) هم نسبتبه ائمه پيش از خود چون امام صادق(ع) رواجنيافته و تنها بخشى از علوم و معارف حضرتش به ما رسيدهاست.
اين مساله در مورد تاريخ تولد حضرت فاطمه معصومه(س) نيز مطرحاست. برخى به نقل از كتاب «نزهةالابرار فى نسب اولاد ائمةالاطهار» (8) و كتاب «لواقع الانوار فى طبقات الاخيار» (9) ولادت ايشان را در مدينه اول ذيقعده سال173هجرى مىدانند، چنانكه ميرزا ابوطالب تبريزى گويد:
«... از كتاب نزهةالابرار فى نسبة اولاد الائمهالاطهار نقلشده، در روز دوشنبه اول ماه ذيقعده از سال يكصدوهفتادوسه متولدشده و در دهم ماه ربيعالثانى سال دويستويك در قم وفاتكرده». (10)
برخى ديگر ولادت ايشان را اول ذيقعده سال183هجرى ذكر مىكنند (11) كه ظاهرا لغزشى در ثبت تاريخ ولادت صورت گرفتهاست و با توجه به شهادت امام كاظم(ع) در سال183هجرى (12) و زندانىبودنشان در طى سالهاى179 (13) تا 183 منطقى به نظر نمىرسد كه حضرت معصومه(س) در سال183هجرى تولد يافتهباشد.
مؤلف «مستدرك سفينةالبحار» (14) در اصلاح تاريخ فوق و تعيين سال ولادت حضرت معصومه(ص) مىنويسد:
«فاطمة المعصومة المولودة فى غرة ذىالقعدة سنة173» (15) .
«فاطمه معصومه در اول ذيقعده173هجرى ديده به جهان گشود».
البته بايد متذكرشد كه اين اختلاف تنها در سال ولادت رخداده و همگى روز ولادت را اول ذيقعده عنوان كردهاند.
علاوه بر اينكه سال ولادت حضرت معصومه(س) با شهادت امام كاظم(ع) مصادف مىشود و موجب خدشهدار شدن قول سال183 است، نكته ديگرى مطرحاست و آن اين كه حضرت امام كاظم(ع) چهار دختر به نام «فاطمه» داشتند (16) كه حضرت معصومه(س) بزرگترين آنهاست و بايد ميان تولد ايشان و شهادت پدر به ميزان تولد فاطمه صغرى، فاطمه وسطى و فاطمه اخرى فاصله باشد. لذا اول ذيقعده سال173هجرى قمرى روز ولادت حضرت فاطمه معصومه(س) مىباشد. (17)
سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش ، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها،سيده جليله معظمه ، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.
این بانو، روحی بزرگ وپاک داشت. عبادت وادب ،شاخ وبرگ روییده برآن « سرو پاک دامنی » بود. او، هم راوی حدیث ازنیاکان پاک خویش بود، هم محراب نشین قدس وعبودیت ، هم آینه دار حجاب وعفاف وکرامت، هم رواق روشنی که حلم کاظمی وشکوه رضوی وعزت فاطمی رادرحریم نامش وحرم باصفایش می توان به تماشا نشست.
این که امام صادق علیه السلام فرموده است : « با شفاعت آن حضرت ، عده بسیاری ازشیعیان وارد بهشت می شوند» نشان دهنده مقام ورتبه « شفاعت » برای این بی بی عزیز است.
وازهمین روست که درزیارت نامه اش به اوخطاب می کنیم : « یا فاطمه اشفعی لی فی آلجنه »
ما ازاین بانو، هم « بوی غربت » استشمام می کنیم، که یادآور برادر غریبش حضرت رضا علیه السلام ومادر مظلومه اش « صدیقه کبری» است. وهم « عطر آشنایی» می شنویم ، چرا که او گلی ازبوستان امامت است وما ولایت را هم چون « شراب طهور » و مانند « تسنیم » و« کوثر» جرعه جرعه نوشیده ایم.
کوثر اهل بیت ، برای ما مایه حیات وسرمایه برکت وبرکت سرمایه هاست .
به برکت این خاندان است که دل های عارفان وجان های شیفته ، گوهر معرفت اینان را باهیچ چیز عوض نمی کنند ، یک لحظه حضور دررواق معنویت بار « حرم» را با عمری تنفس در عفونت آباد فرنگ ،مبادله نمی کنند ودورکعت نماز خاشعانه در حریم یک ضریح مطهر رابه هیچ لذت وتفریحی نمی فروشند .
جاری شدن اشک برپهنای صورت یک زائر ،تنها درهمین فرهنگ است که هم « معنا » پیدا می کند، هم « قیمت ».
آنان که طعم محبت این خاندان را نچشیده اند. چه می دانند « توسل» یعنی چه ؟ و« تبرک » به چه معناست وپشتوانه « شفاعت » چه قیمتی دارد وسیر وسلوکی که به « تقرب » ختم می شود ، تا چه پایه ارزشمند وریشه دار است؟
باری... سخن ازمحبت و معرفتی است که نثار این « کریمه » و « شفیعه » وجایگاه والایی که این بانو، نزد امامان شیعه و عالمان و فرزانگان داشته و دارد.
گزاف نیست اگر او را« فاطمه ثانی » می نامند .
بی جهت نیست اگر درعلم وایمان وعفاف وعبادیت وجلالت ، الگوی بانوان مسلمان می شود.
وبرای « قم » چه افتخاری بالاتر از این که پذیرای این پاره تن « اهل بیت » شود واین یادگار عترت ، دراین شهر به ودیعت تاریخ سپرده شود ، تا نشانی ازعشق وولای این دیار به خاندان عصمت گردد.
وقتی او به این جا می آید ، این شهر کویری ، به « بوستان علم » و « گلشن فقاهت » تبدیل می شود .
اگر شکوفه « حوزه علمیه » براین شاخه جدا افتاده ازاهل بیت ، می روید ، برای با نشاط نگهداشتن مکتب ومرام خاندان رسول است .
فقیهان وعالمان بزرگ ، آستان بوس حرمش می شوند .
دل های شیفته وشیدا وعاشقان صادق ، به عزم زیارت مرقدش ،رنج راه وسختی سفر را برخویش همواره می کنند.
مزاراو، بهشتی ازمعنویت وصفاست.
بارگاهش چون نگینی دراین خطه کویر می درخشد وحرمش چشمه ای پرفیض است.
زائرانی که به شوق دیدار مرقدش ،ازسراسر ایران ، بلکه از کشورهایی چون حجاز، بحرین ، هند، پاکستان ، ترکیه ، عراق ، سوریه ،لبنان ، وکشورهای آفریقایی وآسیایی دور، به این وادی نور می آیند ، با خود یک دنیا عشق ومحبت می آورند ونثار ضریح مطهرش می کنند.
اینان ،پروانگان نورعفاف وحجاب اند . ره توشه ای هم که ازاین بارگاه می برند، چیزی جزایمان واخلاص وطهارت نیست .
حرم او ،« آشیانه آل محمد » است. حريمي است كه فرشتگان ، پاسبان آنند وروح هاي بلند ، اسير جاذبه اش.
محيط تربيتى
حضرت فاطمه معصومه(س) در محيطى پرورشيافت كه پدر و مادر و فرزندان همه به فضايل اخلاقى آراستهبودند. عبادت و زهد، پارسايى و تقوا، راستگويى و بردبارى، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگى و پاكدامنى و ياد خدا از صفات تبار پيامبر(ص) بود (18) . پدران اين خاندان همه برگزيدگان و پيشوايان هدايتبودند و هريك در انتخاب همسر و تربيت فرزند توجه كافى مبذول مىداشتند. همانگونه كه رسول اكرم(ص)، خديجهكبرى را به همسرى انتخابكرد تا به تربيت فرزندانش همتگمارد و او نخستين ايمانآورندگان به اسلام شد و شخصيت ملكوتى چون حضرت فاطمهزهرا(س) را پرورشداد. ائمه طاهرين(ع) نيز به پيروى از رسول اكرم(ص) در انتخاب همسر نهايت دقت را به عمل آوردند، تا فرزند معصومى كه پس از آنها به امامتخواهدرسيد، از مادرى پاكدامن و پارسا متولدشود. امام كاظم(ع) نيز از اين اصل تبعيتنمود
سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره مي گويد: هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد.بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم(ع) حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والا مقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) عالمه غير معلمه بوده است.
مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: �آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي امير مومنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.�
مقام علمي حضرت معصومه (س)
حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س)که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س)جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش .
چگونگی آمدن آن حضرت به ایران وجریان وفاتش:
دراین مورد بین سیره نویسان اختلاف است ولی آنچه از تاریخ قم نقل میکنند این است که:
مأ مون عباسی درسال 200"ه.ق" حضرت امام رضا (ع)را برای ولایت عهدی از مدینه به خراسان طلبید وآن بزرگواربه جانب خراسان آمد،یکسال بعد از این جریان ،خواهرش حضرت معصومه (س) برای زیارت برادر ازمدینه به جانب خراسان حرکت نمود.همین که به ساوه رسید مریض شد ،پرسید از اینجا تا قم چقدر راه است؟ گفتند ده فرسخ،به خادم خود دستور داد :مرا به قم ببر! به این ترتیب به قم آمدند (روز 23ربیع الاول سال201)ودرخانه موسی بن خزرج بن سعد وارد شدند.
موسی بن خزرج آن سیده جلیله را در خانه خود جای دادند.حضرت معصومه مدت 17 روز در خانه موسی بن خزرج زنده بودند وبعداز آن از دنیا رفتند.موقعی که آن حضرت برحمت خدا پیوست جنازه اورا غسل دادند کفن کردند،جنازه را به جانب بابلان (همانجاکه مقبره آن حضرت هست که ملک موسی بن خزرج بوده)بردند ،آلسعد با یکدیگر مشورت کردند که چه کسی وارد سرداب شود ،جنازه بی بی را دفن نماید؟
پس از این گفتگوها اینطور تصمیم گرفتند که آن خادم سالخورده خودشان را که نامش قادر بود وبسیار مرد نیکوکاری بود متصدی دفن آن حضرت نمایند ،همین که سراغ آن خادم فرستادند دیدند : دو نفر سوار که سر وصورتهای خودراپوشانده بودند ازجانب رمله(زمین ریگزار) پیداشدند همین که نزدیک جنازه آن حضرت رسیدند پیاده شدند وبرجنازه حضرت معصومه نماز خواندند ،پس از خواندن نماز داخل سرداب شدند وجنازه را دفن نمودند،بعدازدفن جنازه بیرون آمدند سوار شدند ورفتند وکسی نفهمید که ایشان که بودند؟!
بادرنظرگرفتن تاریخ آوردن حضرت موسی بن جعفر(ع)به عراق در سال 179 ورحلت حضرت معصومه (س)درسال 201بطورقطع ،سن آن بانوی عالیقدر کمتر از 22سال نبوده است.اما اگر ولادت آن حضرت اول ذیقعدة الحرام سال173ه.ق ووفاتش دهم ربیع الثانی 201 ه.ق باشد سن مبارکش 28 سال است.
فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نو ميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند ، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست.
زيارت حضرت معصومه (س) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام سعد بن سعد به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: اي سعد! از ما در نزد شما قبري است. سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.
پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد. و در حديث ديگري آمده است: زيارت او، هم سنگ بهشت است.
زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (ع)
يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين، نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت(س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.
امام رضا (ع) و لقب معصومه
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل معصومه ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي(ع) در اين باره مي گويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است.
کريمه اهل بيت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب کريمه اهل بيت ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي-که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.
القاب حضرت معصومه (س)
به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه(س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)، حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.
شفاعت حضرت معصومه (س)
بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به مقام محمود تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام ، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد، با کلک تقدير نقش بسته بود. اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.
سرّ قداست قم
در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند. او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س) ،مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.
محبت و مباهات حضرت معصومه (س) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم. اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.
به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
بسم الله الرحمن الرحیم
محبوبيت حجاب و هويت اسلامي بين دختران آمريکا
علاوه بر افزايش شمار مسلمانان آمريکا، تعداد دختران نوجواني که ميخواهند هويت اسلامي خود را با رعايت حجاب در ايالت فلوريداي جنوبي بيان کنند، افزايش چشمگيري يافته است.
عاشيه موسي استاديار مطالعات اسلامي دانشگاه بين المللي فلوريدا گفت: به طور کلي تعداد دختران بين 18 تا 30 سال که در ايالت فلوريدا با حجاب و روسري مشاهده مي شوند نسبت به يک دهه گذشته افزايش چشمگيري داشته است.
دختران مسلمان اظهار مي دارند به واسطه حفظ حجاب مي خواهند هويت اسلامي خود را بيان کنند.

از سوي ديگر اقليت مسلمان جنوب فلوريدا نيز طي سالهاي اخير افزايش يافته اند و اين ايالت در حال حاضر دربرگيرنده 70 هزار مسلمان است .
ايمي علي پزشکياري که دختري محجبه دارد گفت: جامعه مسلمان اين منطقه به قدري رشد کرده که جوانان آن از قدرت و شهامت پوشيدن حجاب برخوردارند.
اسلام حجاب را به عنوان اصول واجب پوشش براي زنان مسلمان تلقي کرده و آن را نماد دين نمي داند، روسري و حجاب مسلمانان پس از ممنوعيت سال 2004 حجاب در مدارس و نهادهاي دولتي به بحث داغ اروپا تبديل شد و پس از آن بسياري از کشورهاي اروپايي از اين روند پيروي کردند.
اگرچه خانواده هاي جنوب کاليفرنيا هنوز هم نسبت به اين امر که فرزندان آنها مورد تبعيض نژادي و هدف حملات نژاد پرستانه واقع شوند واهمه دارند. با گذشت شش سال پس از حملات تروريستي يازدهم سپتامبر هنوز از بسياري از مسلمانان آمريکايي نسبت به ادامه تبعيضها و باروهاي نادرست به علت پوشش و هويتهاي اسلامي معترض هستند.
اداره امنيت حمل و نقل آمريکا در ماه آگوست قانوني تصويب کرد که به موجب آن به مأموران فرودگاه اجازه مي دهد هرفردي که داراي پوشش سر بود را مورد تفتيشهاي دقيق تر قرار دهد.
بسم الله الرحمن الرحیم
موفقیت چشمگیر وب سایت فرهنی تبیان زنجان
سایت فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان زنجان توانست رکورد بازدید بین وب سایتهای تبیان شهرستانها را در ماه گذشته بشکند .

که این امر تلاش شبانه روزی مدیران وب سایت فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان زنجان می باشد که در اینجا به همه عزیزان خسته نباشید عرض می کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم
محجبه شدن "لورا"، همسر جرج بوش در نشستی با بازماندگان سرطان سینه – ابوظبی



بسم الله الرحمن الرحیم
چرا حضرت معصومه(ع) ازدواج نكرده است؟

تقريباً قطعي است كه حضرت معصومه(س) ازدواج نكرد، در اين صورت اين سؤال پيش مي آيد كه سنت ازدواج مستحب مؤكد اسلامي است، تا آنجا كه رسول اكرم(ص) فرمود:
"ما بُنِيَ فِي الْاِسْلامِ بَناءٌ اَحَبَ اِلَي اللهِ عَزَوَجَلَ، وَاَعَزَ مِنَ التَزويجِ؛
در اسلام در پيشگاه خدا بنايي برپا نشده كه محبوب تر و عزيزتر از بناي ازدواج باشد."
نيز فرمود:
"اَلنِكاحُ سُنَتِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَتِي فَلَيْسَ مِنِي؛
ازدواج سنت و برنامه من است، پس كسي كه از سنت من دوري كند از من نيست."
در عصر امام باقر(ع) بانويي به خاطر رياضت و كسب فضيلت، ازدواج نمي كرد، امام باقر(ع) به او فرمود:"اگر در ترك ازدواج، فضيلتي به دست مي آمد، حضرت فاطمه(س( سزاوارتر از تو بود، كه به خاطر كسب فضايل اخلاقي، ازدواج نكند، زيرا هيچ بانويي در كسب كمالات، از فاطمه(ع) پيشي نگرفته است."
پاسخ:
در پاسخ به اين سؤال دو مطلب گفته شده كه هر كدام، يا يكي از آنها، دليل شايسته اي است كه موجب ترك ازدواج حضرت معصومه(س) شده است:
1ـ دختران امام كاظم(ع) به ويژه حضرت معصومه(ع) در سطحي از كمالات بودند كه براي خود كفو و همسر مناسبي نيافتند، تا با او ازدواج كنند، امام كاظم(ع) به آنها سفارش كرده بود كه با رأي و مشورت برادرشان حضرت رضا(ع) ازدواج كننداين سفارش و قرائن ديگر بيانگر اين است، كه بايد براي آنها همسر مناسبي باشد. با توجه به اينكه در مورد حضرت زهرا(س)، نمي آفريد، در سراسر زمين از حضرت آدم گرفته تا هر انساني بعد از او، همسر و همتاي مناسبي براي فاطمه(س) پيدا نمي شد."
2ـ ترس و وحشت حكومت پر از خفقان و اختناق هارون، به گونه اي بود كه كسي جرأت نمي كرد با دختران امام كاظم(ع) ازدواج نمايد و داماد آن حضرت شود، زيرا دامادي آن حضرت، از نظر دستگاه طاغوتي هارون، موجب خطر شديد براي آن داماد مي شد، به اين ترتيب، حضرت معصومه(س) و بعضي از خواهرانش، از ازدواج صرف نظر كردند.
بسم الله الرحمن الرحیم
در انديشه اسلامى، آزادى از هوا و هوسها و نفسپرورى براى رسيدن به رضوان خداست؛ ولى در نگرش غربى ، آزادى از همه قيود و تعهدات، براى اشباع خواستههاى نفسانى و شهوات است.(41)
گفتهاند ، حجاب موجب سلب آزادى كه يك حق طبيعى بشر است، مىگردد. «نوعى توهين به حيثيت انسانى زن به شمار مىرود... مجبور ساختن زن به اين كه حجاب داشته باشد، بىاعتنايى به حق آزادى او واهانت و حيثيت انسانى اوست و به عبارت ديگر، ظلم فاحش است به زن، عزت و كرامت انسانى و حق آزادى زن؛(42)
آيا واقعا حجاب مانع آزادى زنان است؟ آيا حجاب، آزادى زنان را محدود مىسازد؟ «آنچه باعث اين تصورات شده، تفسير غلط آزادى و كلمه حجاب است. بايد ديد كه منظور از آزادى براى آنها چيست و معناى كلمه حجاب از ديدگاه اسلام چه مىباشد تا بتوان درباره ممانعت حجاب و آزادى زن بحث كرد.
تفسير غلط از آزادى باعث چنين تصوراتى شده است. امروز از سوى محافل غربى و غربگرا، اينگونه به مردم القا مىشود كه آزادى به معناى ارضاى تمايلات، يا عدم التزام به قيود اخلاقى و اجتماعى است و آزادى زن در بينش و نگرش آنان، يعنى اين كه به هر شكل بتوان لباس پوشيد، يا با هركس بتوان رابطه برقرار كرد، تا مناسبات خانوادگى و اجتماعى را به هر صورت كه مورد علاقه است، ترتيب داد. ولى بايد گفت كه آزادى را نمىتوان به صورت «ارضاء تمايلات» تعبير نمود، زيرا همه تمايلات انسان، اساسى و ضرورى نيستند. تمايلات انسانى نيز در حد اعتدال قابل ارضا هستند. ارضاى تمايلات نه موجب سعادت فرد است و نه خوشبختى انسان را در حيات جمعى تأمين مىكند. آرى اگر ما آزادى را عبارت از ارضاء تمايلات بدانيم، در اين صورت بايد قبول كنيم، حجاب با آزادى به اين معنا ناسازگار است، ولى اين معنا از آزادى نه با شأن انسان سازگار است و نه قابل تحقق مىباشد. و چنان كه پيشتر گفته شد، مفهوم صحيح آزادى در ارتباط با «قرب حق» معنا مىشود. چه آزادى را، صرفا به معناى پيروى از عقل بدانيم و چه آن را در رابطه با تقوا، مورد توجه قرار دهيم. در هر دو صورت، حجاب نه تنها آزادى زن را محدود نمىسازد بلكه براى زن شرايطى فراهم مىكند كه مورد تأييد عقل و با تقوا سازگارتر است.(43)
در اين قسمت به معناى كلمه حجاب مىپردازيم . اين كلمه موجب انحراف اذهان عده زيادى از افراد گشته است؛ معناى لغوى حجاب كه در عصر ما اين كلمه براى پوشش زن معروف شده، چيست؟
«كلمه حجاب هم به معنى پوشيدن است و هم به معنى پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معنى پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهومش پوشش مىدهد كه پرده، وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت، هر پوشش حجاب نيست؛ آن پوشش ، حجاب ناميده مىشود كه از طريق پشت پرده صورت گيرد. در قرآن كريم، در داستان سليمان، غروب خورشيد را اينطور توصيف مىكند: «حتى توارت بالحجاب»(44) يعنى تا آنوقتى كه خورشيد در پشت پرده مخفى شد. استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتا جديد است. در قديم، مخصوصا در اصطلاح فقها، كلمه «ستر» كه به معناى پوشش است، به كار رفته است. فقها، چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شدهاند كلمه ستر را به كار بردهاند. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمىشد و هميشه همان كلمه «پوشش» به كار برده مىشد. و همين امر موجب مىشود كه عده زيادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. در برخى از كشورهاى قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزى وجود داشته است، ولى در اسلام وجود ندارد. پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوهگرى و خودنمايى نپردازد. آيات مربوط همين معنى را ذكر مىكند و فتواى فقها هم مؤيد همين مطلب است.»(45)
«فرق است بين زندانى كردن زن در خانه و بين موظف دانستن او به اين كه وقتى مىخواهد با مرد بيگانه مواجه شود، پوشيده باشد. در اسلام، محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام يك وظيفه است؛ بر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد، بايد كيفيت خاصى در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزى است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعى او كه خداوند برايش خلق كرده است، محسوب مىشود. اگر رعايت پارهاى مصالح اجتماعى، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصى را اتخاذ كنند و طورى راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقى را از بين نبرند، چنين مطلبى «زندانى كردن» يا «بردگى» نمىتوان ناميد، و آن را منافى حيثيت انسانى اصل «آزادى» فرد نمىتوان دانست. و نيز حجاب برخى دشوارىها را به دنبال دارد كه اگر اصل آن براى سلامت و رشد انسانى مفيد انگاشته شود، بايد آن را متحمل شد.»(46)
كه البته در اين صورت نيز باحجاب در فعاليتها و رفت و آمدهاى خود، آزادترند، زيرا مردان بولهوس، اطمينان دارند كه اينها، طعمه و ملعبه نمىشوند. و بنابراين، كمتر مزاحمتى براى آنها ايجاد مىكنند، اما زنان بىحجاب، آزادى كمترى دارند. زيرا در معرض ديد هستند و چشمهاى هرزه را به سوى فرد مىكشانند و هوسها را تحريك مىكنند و در نتيجه، مورد طمع گرگان شهوت مىشوند. زنان باحجاب، مظهر عفاف شناخته شدهاند و لذا در خانه و خارج خانه، مزاحمتى ندارند و آزادند، دنبال كارها ومسئوليتهاى خويش هستند.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«يَا أَيُّهَا الْنَّبِيُّ قُلْ لاِءَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً»(47)
«اى پيغمبر (گرامى) با زنان و دختران و زنان مؤمنان بگو كه خويشتن را به چادر بپوشانند كه اين كار براى اين كه آنها(به عفت و حريت) شناخته شوند تا از تعرض و جسارت(هوسرانان) آزار نكشند بسيار بهتر و خدا (در حق خلق) آمرزنده و مهربان است.»
گفتهاند سبب نزول آيه فوق اين بوده است : زنها به مسجد مىرفتند و پشت سر پيامبر نماز مىخوانند. شبها كه از نماز مغرب و عشاء باز مىگشتند، جوانها سر راه آنها مىنشستند و مزاحم آنها مىشدند. از اين رو، آيه فوق نازل گرديد.(48)
41. زيور عفاف، ستار هدايتخواه، ص 29.
42. مسئله حجاب، مرتضى مطهرى، ص 100.
43. زيور عفاف، ستار هدايتخواه، ص 216.
44. سوره ص، آيه 32 .
45. مسئله حجاب،مرتضى مطهرى، ص 79-78.
46. آسيبشناسى حجاب، مهدى مهريزى، ص 71.
سوره احزاب، آيه 59. 47
48. حجاب و آزادى، (مجموعه سخنرانىهاى كنفرانس زن،) ص 58-57.
بسم الله الرحمن الرحیم
در تکاپوی روزمره گی ها و تکرار و تلاش بی وقفه , گاهی رو به آسمان میکنم . زیبا و پر رمز و راز , گسترده و غریب ، چه نزدیک و چه دور . همیشه وقتی از پس این همه رنگ و رنگ که جهان را به فریبی بزرگ در آمیخته ، از پس این همه به ظاهر زیبایی دست ساز بشر ، آنچه مرا به آرامشی عظیم میهمان میکند نگاهی به این نیلگون پر معناست ؛ این آسمان آبی که گاه و بی گاه دست بشر به این همه زیبایی آن رحم نکرده و بی رحمانه نقش و نگاری زشت بر ان زده است.

قرن ها و سال هاست که بزرگان علم نجوم ، از آغاز کنکاش در این ابی نیلگون در پی شناخت این بی کران مجهول بر آمده اند ؛ اما جهان علم همچنان در تلاش است تا به هزاران سوال انسان در این باره پاسخ گوید . شگفتا که هنوز دریچه های کوچک از این وسعت پر معنا همچون روزنه ای نورانی چشم بشریت را به این هستی معما گون روشن کرده است . آسمان معمای هر انسان کوچک و بزرگی ست که غریبانه تمام هستی را به تماشا نشسته است .
هر بار که به اسمان نگاه میکنم به یاد آن آرزوی دوران کودکی ام میافتم که هر صبح تصور می کردم چگونه می توانم با سوار کردن نردبان ها رو ی هم به منتهای این سقف ابی برسم و تمام آن عظمت را به پای کودکی ام بپیمایم . چه زیباست که عظمت این پهنای لاجوردی گوشه ای از ان خلقت با شکوه است که هر پرنده ای در هر بار نوشیدن آب سر تعظیم بر بارگاه خالق این خلقت با عظمت فرود می آورد و هر مومنی به شکرانه این طبیعت با عظمت در سحرگاهان و شامگاهان عاشقانه تر معبود خود را سپاس می گوید .
چه زیبا در کلام وحی میخوانیم که " وکَذالکَ نُری ابراهیمَ مَلکوتَ السَّمواتِ و الاَرضِ و لِیَکونَ مِنَ الموقِنینَ " (1) ( و چنین بود که ما به ابراهیم نشان دادین ملکون آسمان ها و زمین را و این برای آن بود که او از اهل یقین شود " . ایا نه اینست که هرگاه رو به این آسمان پاک میکنی و از باران رحمت الهی وضو می سازی جانانه و خالصانه به آن درگاه رحمت الهی رو میکنی و به نماز می ایستی ، لبانت زمزمه گر این آیه الهی ست :"و هُوَالذی اَنزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً فاخرجنا به نَباتَ کُلِ شیٍ .... انَّ فی ذلِکُم لایَتٍ لّقومٍ یومِنونَ "(2) (او ست که از آسمان ابی فرو فرستاد و به ان هرگونه گیاهی رویاندیم و از آن جوانه سبز رویاندیم ....در این برای اهل ایمان نشانه هایی (از عظمت خدا) است ).
در هر جایی از زمین که باشی با هر بار نگرستن به آسمان احساس ناب آن پرنده ای را داری که آزادانه بر این عرصه وسیع بال میگستراند و تو نیز فارغ و رها از هر قید زمینی لحظه ای از این رنگ ها فرو می بندی و با چشم دل بر آن پهنه زیبا می نگری که بزمگاه عشق بازی پرندگان نغمه خوان است.
گاهی به آسمان نگاه کن ؛آسمانی که در سحرگاهان پر معنا شاهدی بر سجدهگاه عاشقان پاکدل و مومن است ، آسمانی که در پس تمام رنگ ها و تزویر ها همچنان ما را لحظه به لحظه به یاد آن خالق رحمان و رحیم می اندازد .
گاهی به آسمان نگاه کن ؛ تا شاید بتوانی از این تنگنای حریص زمینی فراتر روی ؛ اگرچه تو را زمین خاستگاه استجابت و بندگی ست و خاک آن مامن امن هدایت تو به بیکرانه آسمان و ابدیت .
گاهی به آسمان نگاه کن ؛ تا با طلوع خورشید در سپیده دمان شاهد نگاه ستایشگر آسمان بر دستان سخاوتمند خوشید باشیم.
آری گاهی به آسمان نگاه کن تا چشمانت پلی باشد از این سرای خاکی به ابدیتی بی انتها که سرچشمه علم مطلق الهی ست.
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2007-2008 © by goharenab.blogfa.com